خرید بک لینک
گاهی نباید بنویسی
باید سکوت کنی

در دنیایی که کسی حرفت را نمیشنود
در دنیایی که آدم هایش لحظه ای شدند
لحظه ای می مانند و لحظه ای میروند
ترک عادت ها دیگر در این زمانه سخت نیست
اینجا عادت ها هم نیز لحظه ای شدند

و چه درد بزرگیست که کسی دردت را نمیفهمد....


برچسبها: دلنوشته
+ نوشته شده در جمعه ششم آذر ۱۳۹۴ساعت 2:24 توسط علی |

برچسب: دردهای,نفهمیده, نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 3:16

روز به روز که میگذردلحظه به لحظه که از عمرم میگذرددیوارهای قفس این دنیا برایم کوچک تر و کوچک تر می شودنفس کشیدن در این هوا برایم سخت تر می شودو امیدم از دنیا کمرنگ تر می شودهر روز به این واقعیت نزدیک تر می شوم که دنیا دیگر جای ماندن نیستانگار باید کوله ات را ببندی و منتظر خبر رفتن باشینمیدانم چرا آدم های دنیا اینگونه شده انددرکشان نمیکنم و آنها نیز مرا.خبری از قول ها و عهدها و قرارها نیستآدم ها خودخواه تر از آن شده اند که دیگری برایشان مهم باشندخیلی زود فراموش میکنند زودتر از آنکه فکرش را بکنیخیلی زود همه ی عهدها را میشکنندو دیگر به هیچ چیز نمیتوان اعتماد کردبه هیچ چیز... + نوشته شده در پنجشن

برچسب: قفسی, نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 3:16

عید که می شودسال که جدید می شودبهار که از راه می رسدعده ای در پوست خودشان نمیگنجند و از این روزها لذت می برنداز سال نو و از دید و بازدیدها و تعطیلی ها اما عید نوروز برای من این مفاهیم را نداردعید برای من یعنی اینکه یک سال دیگر به پایان عمرت نزدیک تر شدی و باید جواب این روزهای گذشته از عمرت را بدهیعید برای من یعنی فرصتی برای محاسبه ی خودت در سالی که گذشتکه بیایی و بنشینی و ببینی در سالی که گذشت چه کرده ای؟ از خودت راضی هستی یا ناراضی؟به خدا نزدیکتر شدی یا بیشتر از او فاصله گرفتی؟دیگران از تو راضی هستند یا هنوز از تو دلخوری دارند؟در حقیقت عید نوروز فرصتی است که بشینی و در تنهایی خودت به خودت نم

برچسب: نزدیک,پایان, نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 3:16

آدم جذابی به نظر می رسیددرس خوان و پرتلاش، چند روزی که از آشنایی ام با او گذشت شیفته اش شدم و بعدها فهمیدم خیلی ها شیفته ی او بودند.از آنهایی بود که همه روی آینده ی او حساب ویژه ای باز کرده بودندبه فکر خودش نبود، اگر چیزی گیرش میامد میخورد و اگر گیرش نمیامد آنقدر مشغول خواندن درس می شد که گرسنگی را فراموش می کرد.بالاترین لذت زندگی اش خرید کتاب بود. کتاب های چاپ سنگی قدیمی هیشه دور و برش بود.با نظم و با برنامه بود ، محال بود وقت کلاسش را بگذارد برای کاری دیگر و تنها کسی بود که غیبتی در کلاس ها نداشت.یک ساعت مانده به اذان صبح از خواب بیدار می شد و گوشه ی خلوت یکی از کلاس ها مشغول نماز شب می شد ،

برچسب: مسیر,انحلال, نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 3:16

از قدیم تا به امروز همیشه قضاوت در مورد زن ها و مردها بر این فرض بوده که زن ها ناشناخته تر از مردان هستند.گویی زن ها نسبت به مردان پیچیده تر و نامأنوس تر بودند و برای همین خیلی ها در تلاش برای شناخت وجود زن و نیازهای او بودند.خیلی از زنان از مردها تصور مبهمی در ذهن ندارد و آنها را موجودات ساده ای میپندارند که نیاز خاصی ندارند باید روز و شب کار کنند و سرشان به زن و زندگی خودشان گرم باشد و از آن طرف زن ها موجوداتی هستند که باید درکشان کنیم و بفهمیم که چه می خواهند و نیازهایشان در هر لحظه چیست و به طور کلی زبان زن ها را بلد باشیم.در مورد شناخت زن ها تاکنون کتاب های بسیاری نوشته شده است که میخوا

برچسب: مردان,بهتر,بشناسیم, نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 3:16

گاهی دل آدم می گیرد از این همه بد قولی

از حرف های بی تعهد

از بیخیالی آدم ها

چرا داریم اینقدر نسبت به حقوق همدیگر فراموش کار می شویم؟

چرا بی تعهدی و بد قولی را زرنگی می دانیم؟

چرا آن طوری که دوست داریم با ما رفتار شود رفتار نمی کنیم؟

و خیلی از این چراهای دیگر ....

دنیا به کجا چنین شتابان؟

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 0:36 توسط علی |

برچسب: چنین,شتابان, نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 3:16

صفحه بندی